الشيخ المنتظري

556

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

موضوع بحث درسهايى از نهج البلاغه خطبه اشباح بود ، سخن حضرت امير ( عليه السلام ) در اين قسمتى كه مربوط به خلقت ملائكه است به اينجا رسيد كه خداوند ملائكه را از نظر صورت مختلف و از نظر اندازه متفاوت خلق فرموده ، آنها داراى بال هستند و به علّت منزّه بودن خداوند او را تسبيح مىكنند . اينك به اين جمله رسيده ايم كه : عبوديّت و عصمت ملائكه « لايَنْتَحِلُونَ مَا ظَهَرَ فِى الْخَلْقِ مِنْ صَنْعَتِهِ ، وَلايَدَّعُونَ اَنَّهُمْ يَخْلُقُونَ شَيْئاً مِمَّا انْفَرَدَ بِهِ » ( آنچه در آفريده هاى خداوند نمايان است به خود نمىبندند ، و مدّعى نمىشوند كه مخلوق خداوند توسط آنان خلق شده است . ) « لاينتحلون » فعل منفى از مادّه « انتحال » به معناى به خود بستن است ; مىفرمايد : « لاينتحلون ما ظهر فى الخلق من صنعته » ملائكه آنچه را كه از صنعت خداوند ظاهر شده است به خود نمىبندند . ملائكه اين چنين نيستند كه كارهاى خدا را به خود نسبت دهند . « و لايدّعون انّهم يخلقون شيئاً ممّا انفرد به » ; « لايدّعون » فعل منفى از مادّه « ادّعاء » است ; يعنى ملائكه اين مخلوقاتى را كه منحصراً مخلوق خدا هستند مدّعى نمىشوند كه ما خلق كرده ايم . ظاهراً اين دو جمله در ردّ معتزله و مفوّضه باشد كه معتقد بودند خداوند امر را به ملائكه تفويض كرده و بنابراين همه موجودات مخلوق ملائكه هستند . حضرت در ردّ آنها فرموده است : از اوصاف ملائكه اين است كه نه عجايب خلقت و صنع خداوند را به خود مىبندند و نه در كارهايى كه منحصر به خداست ادّعاى خالقيّت دارند . البتّه در كارهايى هم كه ملائكه دخالت دارند اين طور نيست كه ملائكه به نحو تفويض فاعل باشند ، بلكه باز هم فعل فعل خداوند است ولى « بين الامرين » است .